سيد محمد كمره اى

29

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

عمليات تشكيليون و متفرقه شده رفتند . مشغول كاغذنويسى . بعد اعتماد حضور آمد كه آقاى نير السلطان خيال تشريف‌فرمائى را دارند . عرض كردم تشريف بياورند . بعد كه تشريف آورده ، مطابق آنچه شنيده بودم آدم با حس درستى به نظر آمد . صحبت ترتيب تغيير نظامنامه انتخابات از اول تا آخر شد . بعد صحبت تشكيلات و عدم صلاحيت امروزه براى اين اقدامات . قرار شد كه عامه را هرقدر بشود بيدار نمايند . يكساعت بعد حركت كرده بدون چايى و بدون تعارف به ناهار تشريف بردند ؛ چون بچه‌ها حمام رفته بودند و ناهار غير از نان و پنير و برانى نداشتيم ، تعارف دروغى را هم جايز ندانسته . بعد خودم ناهار مزبوره را خورده ، مشغول نوشتن كاغذها و پست شده و چايى مىخوردم ، يك‌وقت ملتفت شده موقع پست گذشته ، به عجله رفتم منزل مير سيد حسن خان كه وعده كرده بودم . چايى و كاهوى مفصلى [ خورديم ] و صحبت‌ها نمود . آقا شيخ محمد بروجردى را كه به جهت توصيه و سفارش آقاى صدر العلماء خراسانى كه لازم بود از بالاخانه صدايش نمودم كه بماند تا بيايم . رفتم او را ملاقات و توصيه نمودم . بعد بنا بود كه بروم منزل آشيخ عبد العلى ، حضور رفقا ، مشير نظام رشتى كه با مهاجرين رفته بود و رئيس نظميه همدان بود ، او را ديده تعجب از آمدن او كردم . گفت دو روز است آمده در خيابان حاج شيخ هادى ، دست چپ كوچه اول ، خانه اول منزل احمد آقاى سرهنگ قزاق منزل دارم . بعد رفته ميرزا محمود آموزگار را ديدم . قرار شد روز شنبه سه [ ساعت ] به غروب [ مانده ] ؛ آقاى افجه‌اى برويم منزل آقا ميرزا محسن نجم‌آبادى براى ترتيب طلب . بعد با شاهزاده محسن ميرزا و آقاى آقا ميرزا اسماعيل خان تفرشى بناى گردش را گذاشته درب دار الفنون مشير السلطان را ديده گفتم به ديدن شما آمده [ ايم ] . او هم ميل به ملاقات خيلى داشت بعد جدا شده سه نفرى رفتيم . شاهزاده محسن ميرزا اظهار داشت كه آقاى اقتدار الدوله مرا ديده و اظهار داشته‌اند كه آقاى افجه‌اى و كمره‌اى و پرويز و شما را مىخواهم كه همين دوروزه عصر بيائيد منزل ، قدرى صحبت رفع اختلافات بشود . به شاهزاده عرض نمودم از بسكه ملاقات‌هاى زمان زياد و متعدد بدون ناهار و شام كرده‌ام خسته شده‌ام . خوب است ناهار روز شنبه پس‌فردا را ما چهار نفر منزل اقتدار باشيم و هرچه صحبت رفع اختلاف را با بودن ناهار بفرمايند جانا و مالا مىپذيريم . شاهزاده